از اینکه خود را در جمع هواشناسان کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد می بینم خرسندم.
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
دلتان شاد و لبانتان خندان قلبتان آتشکده عشق یزدان باد.
از اینکه خود را در جمع هواشناسان کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد می بینم خرسندم.
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
دلتان شاد و لبانتان خندان قلبتان آتشکده عشق یزدان باد.
سلام ،
لطفاً مطلب علمي هواشناسي ذيل را مطالعه نماييد.
(البته حتماً مي دونيد كه علم جنبه هاي مختلفي داره!)
دونه برف مثل تمام دانه هاي برف در آسمان متولد شد، و در همان لحظه تولد مثل تمام دانه هاي برف ديگر فرود آمد.
دونه برف همين طور كه داشت فرود مي آمد، خيال پردازي مي كرد: " من از اين ابر مي گذرم. از ابر بعدي هم مي گذرم. بعد همه منو از زمين مي بيين. بعد چه اتفاقي مي افته؟ همه سرشون رو بلند مي كنن تا منو ببينن. نمي دونم چه شكلي هستم." دونه برف چشمش را تنگ كرد تا نگاهي به خودش بيندازد. عاقبت گفت: " چه قدر زيبا هستم! من شش تا پره زيبا دارم. روي هر يك از اين پره ها شش پره كوچيك تر قرار دارن. پس شبيه ستاره هستم. شايد از ستاره هم زيباترم. ستاره ها مثل من نيستن. جانمي جان."
دونه برف سرعتش رو زياد كرد تا زودتر به زمين برسه و مردم زودتر او را ببينند. او خود را ستايش مي كرد و مي گفت: " حيفه اين همه زيبايي كه ديده نشه. همه مي ايستن تا منو ببينن در نتيجه همه جا ترافيك ميشه. دهن همه از ديدن من باز مي مونه. قطارها از ريل خارج مي شن، ماشين ها تصادف مي كنن، عابرين پياده به هم مي خورن و روي زمين مي افتن و چيزي نمي گذره كه از عابرين پياده نقش زمين، يه تپه درست ميشه. و من بدون توجه به اين همه طرفدارو كشته و خرابي، به آرومي از برابر چشم همه خواهم گذشت. "

