ذهنم پر از صدای عبور است و من زنبیل خاطراتم را می تکانم در جاده ای که خار تحمل در آن روییده است. دیگر تا مرز نور شدن راهی نیست. یک روز از کوچه باغ فهم این زندگی خواهم گذشت با شاخه ای تمشک و بی اختیار خاطرات دوران تحصیل در ذهنم تداعی می شوند و به خود می گویم: خوشا گاهی ز دوستان یاد کردن.

از اینکه خود را در جمع هواشناسان کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد می بینم خرسندم.

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

دلتان شاد و لبانتان خندان قلبتان آتشکده عشق یزدان باد.